؟چی به ذهنت میرسه
این عکسو ببینید:

چیا به ذهنتون میرسه؟
از مدرسه و درس و دانشگاه گرفته تا اون آدمایی که به دیوار مدرسه تکیه زدن تا ....!
این عکسو ببینید:

چیا به ذهنتون میرسه؟
از مدرسه و درس و دانشگاه گرفته تا اون آدمایی که به دیوار مدرسه تکیه زدن تا ....!
دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد به استادش گفت: قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟
استاد جواب داد: بله حتما. در غیر اینصورت نمیتوانستم یک استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسیار خوب، من مایلم از شما یک سوال بپرسم ،اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول میکنم در غیر اینصورت از شما میخواهم به من نمره کامل این درس را بدهید.
استاد قبول کرد و دانشجو پرسید: آن چیست که قانونی است ولی منطقی نیست، منطقی است ولی قانونی نیست و نه قانونی است و نه منطقی؟
استاد پس از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره کامل درس را به آن دانشجو بدهد.
...
بعد از مدتی استاد با بهترین شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسید. و شاگردش بلافاصله جواب داد:
قربان شما 63 سال دارید و با یک خانم 35 ساله ازدواج کردید که البته قانونی است ولی منطقی نیست.
همسر شما یک معشوقه 25 ساله دارد که منطقی است ولی قانونی نیست.و این حقیقت که شما به معشوقه همسرتان نمره کامل دادید در صورتیکه باید آن درس را رد میشد نه قانونی است و نه منطقی .
باسلام خدمت دوستان عزیز و خال دوست....
این پست رو گذاشتم تا ارزش خال رو بدونین....{البت من و ایمان که میدونیم،واسه بعضایای دیگه میگم..بعله!!}

قدیما حافظ میگفت....
اگر آن ترک
شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
بعد صائب تبریزی اومد گفت:
اگر آن ترک
شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار هم غیرتی شد گفت:
اگر آن ترک
شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
یه بنده خدایی به اسم محمد عیاد زاده هم فرمودند:
اگر آن ترک
شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟
عید فطرتون مبارک
انشاء الله که همیشه خوش باشین
مخلص همگی

58مین سالگرد تاسیس
سید جون تبریک میگم

بیاین روش دستاتون رو

1. روحانی یک عدد
2. پیرزن سال خورده یک عدد ترجیحا ثریا قاسمی
3. ترک زبان یک عدد نمک سریال
4. دختر جوان و زیبا دو عدد
5. پسر جوان و جذاب یک عدد
6. زن زیبا و معصوم یک عدد ترجیحا مریم کاویانی
7. مرد میانسال دو عدد ترجیحا امین تارخ
8 - بهشت زهرا يک بار .
9 - امام زاده نا مشخص يک بار
10 - مسجد بي نام و نشان يک بار
11 - جوانان ريشو با نامهاي ائمه و بسيار قابل اعتماد چند نفر
12 - جوانان پولدار غير قابل اعتماد با نامهای اصيل ايراني چند نفر .
13 - تعدادي پليس ، معتاد ، اهالي و کسبه محل به مقدار لزوم
طرز تهیه:
ابتدا همه را جز آقای روحانی در یک قابلمه ریخته و سپس خوب بهم می زنیم تا به اندازه کافی بهم بخورند و بهم بریزند. سپس آقای روحانی را بعنوان مشکل گشا وارد قابلمه می کنیم. بعد از نیمساعت قهرمان داستان را به مسجد و امامزاده ميفرستيم تا حدود 100 ليتر آب غوره فرد اعلا توليد کند سرانجام در قابلمه را بر می داریم و جلوی 70 میلیون می گذاریم. اگر خوردند و مسموم شدند، چه بهتر، اگر نخوردند، دوباره بر می گردانیم توی قابلمه و دوباره هم می زنیم. این عمل را آنقدر تکرار می کنیم تا بالاخره بخورند. مثل آش خاله، که بخوری پاته، نخوری هم پاته!
معلم پاي تخته داد ميزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زير پوششي از گرد پنهان بود
ولي آخر کلاسيها
لواشک بين خود تقسيم ميکردند
وان يکي در گوشه اي ديگر جوانان را ورق ميزد
براي آنکه بيخود هاي و هو ميکرد و با آن شور بي پايان
تساويهاي جبري را نشان ميداد
خطي خوانا به روي تختهاي کز ظلمتي تاريک
غمگين بود
تساوي را چنين بنوشت
يک با يک برابر هست
از ميان جمع شاگردان يکي برخاست
هميشه يک نفر بايد به پا خيزد
به آرامي سخن سر داد
تساوي اشتباهي فاحش و محض است
معلم مات بر جا ماند
و او پرسيد:
اگر يک فرد انسان واحد يک بود آيا باز
يک با يک برابر بود
سکوت مدهوشي بود و سئوالي سخت
معلم خشمگين فرياد زد:
آري برابر بود
و او با پوزخندي گفت:
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آن که زور و زر به دامن داشت
بالا بود
و انکه قلبي پاک و دستي فاقد زر داشت
پايين بود
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه ميداشت
بالا بود
وان سيه چرده که ميناليد
پايين بود
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
اين تساوي زير و رو ميشد
حال ميپرسم يک اگر با يک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده ميگرديد؟
يا چه کس ديوار چينها را بنا ميکرد؟
يک اگر با يک برابر بود
پس که پشتش زير بار فقر خم ميشد؟
يا که زير ضربت شلاق له ميگشت؟
يک اگر با يک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس ميکرد؟
معلم ناله آسا گفت:
بچهها در جزوههاي خويش بنويسيد:
يک با يک برابر نيست!
خسرو گلسرخي
ميگويند در كشور ژاپن مرد ميليونري زندگي ميكرد كه از درد چشم، خواب بچشم نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزريق كرده بود اما نتيجه چنداني نگرفته بود. وي پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زياد درمان درد خود را مراجعه به يك روان شناس مقدس و شناخته شده ميبيند. وي به روان شناس مراجعه ميكند و روان شناس نيز پس از معاينه وي به او پيشنهاد كه مدتي به هيچ رنگي بجز رنگ سبز نگاه نكند.وي پس از بازگشت از نزد روان شناس به تمام مستخدمين خود دستور ميدهد با خريد بشكه هاي رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آميزي كند . همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با همين رنگ عوض ميكند. پس از مدتي رنگ ماشين ، ست لباس اعضاي خانواده و مستخدمين و هر آنچه به چشم مي آيد را به رنگ سبز و تركيبات آن تغيير ميدهد و البته چشم دردش هم تسكين مي يابد. بعد از مدتي مرد ميليونر براي تشكر از روان شناس وي را به منزلش دعوت مي نمايد. روان شناس نيز كه با لباس نارنجي رنگ به منزل او وارد ميشود متوجه ميشود كه بايد لباسش را عوض كرده و خرقه اي به رنگ سبز به تن كند. او نيز چنين كرده و وقتي به محضر بيمارش ميرسد از او مي پرسد آيا چشم دردش تسكين يافته ؟ مرد ثروتمند نيز تشكر كرده و ميگويد :" بله . اما اين گرانترين مداوايي بود كه تاكنون داشته." مرد روان شناس با تعجب به بيمارش ميگويد بالعكس اين ارزانترين نسخه اي بوده كه تاكنون تجويز كرده ام. براي مداواي چشم دردتان، تنها كافي بود عينكي با شيشه سبز خريداري كنيد و هيچ نيازي به اين همه مخارج نبود.براي اين كار نميتواني تمام دنيا را تغيير دهي ، بلكه با تغيير چشم اندازت ميتواني دنيا را به كام خود درآوري. تغيير دنيا كار احمقانه اي است اما تغيير چشم اندازمان ارزانترين و موثرترين روش ميباشد.
آسان بينديش راحت زندگي كن.


BARO BACHS,ROFAGHA
YE GROUP TO GOOGLE BERAH OFTADE
"PIRCHE"
AZIZANI KE GMAIL NADARAN BESAZAN,ONAYI HAM KE DARAN ADRESESHUN RO BEDAN VASASHUN DA'VATNAME BEFRESTIM