کنکور ارشد 91

حاجی صداقت تولدت مبارک...

حاجی تولدت مبارک :)

امیدوارم همیشه سالم و موفق باشی... فقط خدا کنه اشتباه نکرده باشم امروزو ;)

سال نو، سال تو مبارک!

سال نو، سال تو مبارک!

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست//تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم//گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست

قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو//گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست

آسمانی!تو در آن گستره خورشیدی کن//من همین قدر که گرم است زمینم کافیست

من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه//برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست

فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز//که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست

محمدعلی بهمنی


از همه رنگه...


پ.ن: آقا این تنگ آبه خودمم! " اوی بچه چه خنکه"!

روز خوب...

همون طور که حق دادنی نیست، گرفتنیه؛ یه روز خوب هم اومدنی نیست، آوردنیه.‏... :)

سالار

یه تریلی می خرم شاگردم شو!!! ... فقط بخواب!!!
منم به عشقت پشت تریلی مینویسم بوق نزن سالار خوابه
...!!!



باشه سالار؟

دلم تنگ میشود ، گاهی

دلم تنگ میشود ، گاهی
برای حرف های معمولی
برای حرف های ساده
برای " چه هوای خوبی! " /... "دیشب شام چی خوردی ؟ " ...
برای " راستی ! ماندانا عروسی کرد." / " شادی پسر زایید ." ...
...و چه قدر خسته ام از " چرا ؟ "
از " چه گونه ! ؟"
خسته ام از سوال های سخت ، پاسخ های پیچیده
ازکلمات سنگین
فکرهای عمیق
پیچ های تند
نشانه های بامعنا ، بی معنا
دلم تنگ میشود ، گاهی
برای
یک " دوستت دارم " ساده
دو " فنجان قهوه ی داغ "
سه " روز " تعطیلی زمستان
چهار " خنده ی " بلند
و
پنج " انگشت " دوست داشتنی
.
.
.

ــــ مصطفی مستور

باز هم شهریار

گر من از عشق غزالي غزلي ساخته ام
شيوه ي تازه اي از مبتذلي ساخته ام

گر چو چشمش به سپيدي زده ام نقش سياه
چون نگاهش غزل بي بدلي ساخته ام

شكوه در مذهب درويش حرام است ولي
با چه ياران دغا و دغلي ساخته ام

ادب از بي ادب آموز كه لقمان گويد:
از عمل سوخته عكس العملي ساخته ام

مي چرانم به غزل چشم غزالان وطن
مرتعي سبز به دامان تلي ساخته ام

شهريار از سخن خلق نيابم خللي
كه بناي سخن بي خللي ساخته ام

شهریار

حاجی ممد تولدت مبارک

گاو و الاغ و اردک                 کبریت و گاز و فندک

تفلد، تفلد، تفلدت مبالک!

(حاج محمد صداقت، تولدت مبالک)

سید جونم تولدت مبارک

سید تولدت مبارک!

اینم کادو

حالا کو شیرینی ما؟!

این قسمت رو من..ینی سید نوشتم!!


بیا..اینم شیرینی..برو حالشو ببر

دوستی

دوستي با مردم دانا چو زرين كوزه ايست – نشكند – چون بشكند نتوان به دور انداختش
.  دوستي با مردم دانا چو زرين كوزه ايست – نشكند – چون بشكند نتوان به دور انداختش


دوستي با مردم نادان سفالين كوزه ايست – بشكند – چون نشكند بايد به دور انداختش
 
دوستي با مردم نادان سفالين كوزه ايست – بشكند – چون نشكند بايد به دور انداختش


روز بزرگداشت سعدی هم مبارک!

ففط بخاطر خودش.......

همه چیز را فروختم جز آن

صندلی که جای تو بود، شاید

آن روز که برگشتی خسته باشی!!!

یه صندوق پست

شهریار

گر من از عشق غزالَی غزلی ساخته ام          ***   شیوه تازه ای از مبتذلی ساخته ام


 گر چو چشمش به سپیدی زده ام نقش سیاه   *** چون نگاهش غزل بی بدلی ساخته ام


 شکوه در مذهب درویش حرام است ولی       ***   با چه یاران دغا و دغلی ساخته ام


 میکنم چشم طمع میشکنم دست سوال        ***  منکه با جامعه کور و شلی ساخته ام


 ادب از بی ادب آموز که لقمان گوید:    ***             از عمل سوخته عکس العملی ساخته ام


 چو خروسی تو که وقتی نشناسی ور نه***        من به هر عربده ای بی محلی ساخته ام


 شهریار از سخن خلق نیابی خللی              ***    که بنای سخن بی خردی ساخته ام


زرشک

السلام علیک یا ابا عبدالله

آموخته ام که...

آموخته ام که...

هراز گاهی توقف در ایستگاه بین راه، فرصت خوبیست برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راهی که پیش روست!

گاهی برای رسیدن باید نرفت!

اول کلمه که به ذهنتون میرسه یا اولین جمله


اول کلمه که به ذهنتون میرسه یا اولین جمله

Oila

اویلا؟!