باز هم شهریار

گر من از عشق غزالي غزلي ساخته ام
شيوه ي تازه اي از مبتذلي ساخته ام

گر چو چشمش به سپيدي زده ام نقش سياه
چون نگاهش غزل بي بدلي ساخته ام

شكوه در مذهب درويش حرام است ولي
با چه ياران دغا و دغلي ساخته ام

ادب از بي ادب آموز كه لقمان گويد:
از عمل سوخته عكس العملي ساخته ام

مي چرانم به غزل چشم غزالان وطن
مرتعي سبز به دامان تلي ساخته ام

شهريار از سخن خلق نيابم خللي
كه بناي سخن بي خللي ساخته ام

شهریار

جوابیه ی نظر اخر پست سهراب............

خوش حالم که بچه ها در وهله ی اول جنسیتشونو میگن....

خوش حالم که میزان رابطه را هم مشخص می کنن.......

تا این جا که هیچ چیز مشخص نشد.....

از محمد هم بابت ردیابی کمال تشکر را دارم...

این متنها هم من قشنگ نمی نویسم بلکه سهراب خوب شعر میگفته....

یه رشته ای هم میخونم دیگه.....

(خوب شد این پست رو گذاشتم و گر نه این قصه سر دراز داره....)

حاجی ممد تولدت مبارک

گاو و الاغ و اردک                 کبریت و گاز و فندک

تفلد، تفلد، تفلدت مبالک!

(حاج محمد صداقت، تولدت مبالک)

سید جونم تولدت مبارک

سید تولدت مبارک!

اینم کادو

حالا کو شیرینی ما؟!

این قسمت رو من..ینی سید نوشتم!!


بیا..اینم شیرینی..برو حالشو ببر

شکست یا ...

(این داستان رو یه جایی دیدم گفتم بذارم شاید خوشتون بیاد! در ضمن این شیوانا هم یه آدم خوبی بوده تو قدیما،من هم بیشتر از همین نمیدونم اگر کسی میدونه بگه)

  یکی از مریدان شیوانا مرد تاجری بود که ورشکست شده بود. روزی برای تصمیم گیری در مورد یک موضوع تجاری نیاز به مشاور بود. شیوانا از شاگردان خواست تا آن مرد تاجر را نزد او آورند. یکی از شاگردان به اعتراض گفت: اما او یک تاجر ورشکسته است و نمی توان به مشورتش اعتماد کرد. شیوانا پاسخ داد:

  شکست یک اتفاق است. یک شخص نیست! کسی که شکست خورده در مقایسه با کسی که چنین تجربه ای نداشته است ، هزاران قدم جلوتراست. او روی دیگر موفقیت را به وضوح لمس کرده است و تارهای متصل به شکست را می شناسد.

  او بهتر از هر کس دیگری می تواند سیاهچاله های منجر به شکست را به ما نشان دهد.وقتی کسی موفق می شود بدانید که چیزی یاد نگرفته است! اما وقتی کسی شکست می خورد آگاه باشیدکه او هزاران چیز یاد گرفته است که اگر شجاعت خود را از دست نداده باشد می تواند به دیگران منتقل کند. وقتی کسی شکست می خورد هرگز نگوئید او تا ابد شکست خورده است! بلکه بگوئید او هنوز موفق نشده است.

خلاصه که:

موفقیت یعنی ....

توانایی رفتن از یک شکست به شکستی دیگر بدون از دست دادن اشتیاق ...

 

 

سهراب.......


شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین:
با خودم می گفتم
زندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!هیچ
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
 
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

سلام

سلام. خوبین؟ کفتم یه حالی به وبلاگ بدم و ایناها...

قالبش که عوض شد...

این آهنگ هم دیدم قشنگه آپ کردم اگه خواستین گوش کنین: (همدم، معین)


اینم جالبه:

"و هیچکس نفهمید که خداوند هم تنهاییش را فریاد میزند

قل هو الله احد"


فعلا

دوستی

دوستي با مردم دانا چو زرين كوزه ايست – نشكند – چون بشكند نتوان به دور انداختش
.  دوستي با مردم دانا چو زرين كوزه ايست – نشكند – چون بشكند نتوان به دور انداختش


دوستي با مردم نادان سفالين كوزه ايست – بشكند – چون نشكند بايد به دور انداختش
 
دوستي با مردم نادان سفالين كوزه ايست – بشكند – چون نشكند بايد به دور انداختش


روز بزرگداشت سعدی هم مبارک!