دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست//تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم//گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو//گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست
آسمانی!تو در آن گستره خورشیدی کن//من همین قدر که گرم است زمینم کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه//برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز//که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم//گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو//گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست
آسمانی!تو در آن گستره خورشیدی کن//من همین قدر که گرم است زمینم کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه//برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز//که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست
محمدعلی بهمنی

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی ۱۳۹۰ ساعت 20:44 توسط محمد جوکار
|
عشق است پیرچه!