در امتحانات پایان ترم دانشکده ی پرستاری، به راحتی به سوالات جواب میدادم تا اینکه به سوال آخر رسیدم:
نام کوچکترین خانم نظافتچی دانشکده چیست؟
سوال به نظرم خنده دار می آمد. در طول چهارسال گذشته من بارها این خانم را دیده بودم. ولی نام او چه بود؟
کاغذ را تحویل دادم در حالی که آخرین سوال امتحانم بی جواب مانده بود...
پیش از پایان جلسه، یکی از دانشجویان پرسید: استاد، منظور شما از طرح این سوال عجیب چه بود؟
استاد گفت: در آینده شما افراد زیادی را خواهید دید. همه ی آنها شایسته ی توجه شما هستند. آنها را بشناسید و به آنها محبت کنید
حتی اگر این محبت یک سلام کوچک باشد.
نام کوچکترین خانم نظافتچی دانشکده چیست؟
سوال به نظرم خنده دار می آمد. در طول چهارسال گذشته من بارها این خانم را دیده بودم. ولی نام او چه بود؟
کاغذ را تحویل دادم در حالی که آخرین سوال امتحانم بی جواب مانده بود...
پیش از پایان جلسه، یکی از دانشجویان پرسید: استاد، منظور شما از طرح این سوال عجیب چه بود؟
استاد گفت: در آینده شما افراد زیادی را خواهید دید. همه ی آنها شایسته ی توجه شما هستند. آنها را بشناسید و به آنها محبت کنید
حتی اگر این محبت یک سلام کوچک باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۹ ساعت 1:43 توسط امیر مصلی نژاد
|

عشق است پیرچه!